یک عبارت عامیانه که کسی را برای درک کامل و اجرای بینقص یک کار یا سبک تحسین میکند و اغلب در شبکههای اجتماعی برای برجستهسازی عملکرد عالی استفاده میشود.
She understood the assignment and turned a simple concept into a masterpiece.
او مفهوم را درک کرد و یک مفهوم ساده را به یک شاهکار تبدیل کرد.
The designer understood the assignment and created a runway look that wowed everyone.
طراح مفهوم را درک کرد و یک ظاهر رانوی خلق کرد که همه را شگفتزده کرد.
Even after the brief changed, the director understood the assignment and kept the vision strong.
حتی پس از تغییر خلاصه، کارگردان مفهوم را درک کرد و دیدگاه را قوی نگه داشت.
His presentation was spot on; he really understood the assignment.
ارائهٔ او دقیقاً درست بود؛ او واقعاً مفهوم را درک کرد.
The marketing team understood the assignment and delivered a campaign that went viral.
تیم بازاریابی مفهوم را درک کرد و کمپینی ارائه داد که بهسرعت ویروسی شد.
کلمات مشابه
came through
got it right
crushed it
nailed it
hit the mark
aced it
did the job
killed it
معانی
تحسین برای اجرای بینقص
slang
informal
بهطور کامل یک کار، نگاه یا ایده را درک و اجرا کردن، که اغلب بهعنوان عملکرد برجستهای برجسته میشود.
مثالها
The designer understood the assignment and created a runway look that wowed everyone.
طراح مفهوم را درک کرد و یک ظاهر رانوی خلق کرد که همه را شگفتزده کرد.
When the chef plated the dish, it was clear she understood the assignment.
وقتی سرآشپز غذا را سرو کرد، واضح بود که او مفهوم را درک کرد.
His presentation was spot on; he really understood the assignment.
ارائهٔ او دقیقاً درست بود؛ او واقعاً مفهوم را درک کرد.
The marketing team understood the assignment and delivered a campaign that went viral.
تیم بازاریابی مفهوم را درک کرد و کمپینی ارائه داد که بهسرعت ویروسی شد.
She understood the assignment and turned a simple concept into a masterpiece.
او مفهوم را درک کرد و یک مفهوم ساده را به یک شاهکار تبدیل کرد.
Even after the brief changed, the director understood the assignment and kept the vision strong.
حتی پس از تغییر خلاصه، کارگردان مفهوم را درک کرد و دیدگاه را قوی نگه داشت.
کلمات مشابه
nailed it
hit the mark
got it right
aced it
killed it
crushed it
came through
did the job
ریشهشناسی
این عبارت در اوایل دههٔ ۲۰۲۰ در توییتر سیاهپوستان ظاهر شد و از طریق تیکتوک و رسانههای اصلی بهعنوان روشی مختصر برای تمجید از اجرای بینقص گسترش یافت.
سوالات متداول
معنی «understood the assignment» چیست؟
به معنای این است که کسی یک کار یا سبک را بهدقت درک کرده و بهصورت بینقص اجرا میکند.
این اصطلاح از کجا آمده است؟
در اوایل دههٔ ۲۰۲۰ در توییتر سیاهپوستان پدیدار شد و سپس از طریق تیکتوک و رسانههای دیگر گسترش یافت.
آیا میتوانم این عبارت را در نوشتار رسمی استفاده کنم؟
خیر، این یک اصطلاح عامیانه است و بهتر است در مکالمات غیررسمی یا شبکههای اجتماعی به کار رود.
در چه زمینههایی میتوانم از این اصطلاح استفاده کنم؟
میتوانید آن را برای توصیف موفقیت در طراحی، آشپزی، ارائهها، بازاریابی و هر حوزهای که خلاقیت و دقت برجسته باشد، به کار ببرید.
چگونه میتوانم از خطای حذف حرف تعریف «the» جلوگیری کنم؟
همیشه قبل از «assignment» حرف تعریف «the» را بگذارید: «understood the assignment».
آیا معادل فارسی برای این اصطلاح وجود دارد؟
معادل نزدیک میتواند «مفهوم را درک کرد» باشد، اما در فارسی معمولاً بهصورت مستقیم ترجمه نمیشود.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.