صفتی پرتغالی که چیزی را توصیف میکند که قابل تحمل نیست، چه به دلیل افراطی بودن، چه به دلیل خندهدار و مسخره بودن، یا به دلیل غیرقابل تانک شدن در بازیها.
O calor da sauna era intankável para os visitantes.
گرمای سونا برای بازدیدکنندگان قابل تحمل نیست.
A pressão no trabalho ficou intankável e eu precisei de férias.
فشار کاری قابل تحمل نیست و من به تعطیلات نیاز داشتم.
A reação dele ao tropeçar foi intankável, todo mundo riu.
واکنش او به لیز خوردن خیلی خندهدار بود، همه خندیدند.
A situação ficou intankável, ninguém aguentou.
وضعیت قابل تحمل نیست، هیچکس تحملش نکرد.
A história que ele contou era intankável, impossível de acreditar.
داستانی که او گفت خیلی خندهدار بود، باور کردنش غیرممکن بود.
کلمات مشابه
inconquistável
intolerável
insuportável
impraticável
absurdo
indestrutível
indomável
inacessível
invencível
engraçadíssimo
معانی
قابل تحمل
adjective
everyday
informal
چیزی که نمیتوان تحمل کرد زیرا بیش از حد قابل تحمل است.
مثالها
A situação ficou intankável, ninguém aguentou.
وضعیت قابل تحمل نیست، هیچکس تحملش نکرد.
O calor da sauna era intankável para os visitantes.
گرمای سونا برای بازدیدکنندگان قابل تحمل نیست.
Sua atitude foi intankável, ultrapassou todos os limites.
رفتار او قابل تحمل نیست، تمام مرزها را پشت سر گذاشت.
O barulho na festa estava intankável, tive que sair.
صدای مهمانی قابل تحمل نیست، مجبور شدم بروم.
A pressão no trabalho ficou intankável e eu precisei de férias.
فشار کاری قابل تحمل نیست و من به تعطیلات نیاز داشتم.
کلمات مشابه
insuportável
intolerável
insofrível
excessivo
inaceitável
inadmissível
desmedido
impraticável
خندهدار مسخره
adjective
entertainment
informal
وضعیتی که آنقدر خندهدار یا مسخره است که نمیتوان خونسردی را حفظ کرد.
مثالها
A reação dele ao tropeçar foi intankável, todo mundo riu.
واکنش او به لیز خوردن خیلی خندهدار بود، همه خندیدند.
O vídeo ficou intankável, não consegui parar de assistir.
ویدیو خیلی خندهدار شد، نتوانستم تماشا را متوقف کنم.
A história que ele contou era intankável, impossível de acreditar.
داستانی که او گفت خیلی خندهدار بود، باور کردنش غیرممکن بود.
A piada do tio foi intankável, fez a família chorar de rir.
شوخی عمو خیلی خندهدار بود، خانواده را از خنده به گریه انداخت.
A situação no jogo ficou intankável, todos caíram na gargalhada.
وضعیت در بازی خیلی خندهدار شد، همه به خنده افتادند.
کلمات مشابه
hilário
cômico
absurdo
desopilante
pitoresco
divertido
engraçadíssimo
cômico
غیرقابل تانک (بازی)
adjective
gaming
informal
شخصیتی یا حریفی که نمیتواند توسط نقش تانک جذب شود و محافظت از او غیرممکن است.
مثالها
O dragão final é intankável, nenhum tanque consegue segurar.
اژدهای نهایی غیرقابل تانک است، هیچ تانکی نمیتواند آن را نگه دارد.
Esse monstro é intankável, precisamos mudar a estratégia.
این هیولا غیرقابل تانک است، باید استراتژی را تغییر دهیم.
A habilidade dele tornou o chefe intankável, foi impossível de bloquear.
مهارت او باعث شد رئیس غیرقابل تانک شود، مسدود کردنش غیرممکن بود.
No modo PvP, o personagem ficou intankável após o buff.
در حالت PvP، شخصیت پس از بوف غیرقابل تانک شد.
A equipe perdeu porque o inimigo era intankável e causou dano massivo.
تیم شکست خورد چون دشمن غیرقابل تانک بود و آسیب عظیمی وارد کرد.
کلمات مشابه
inviolável
impenetrável
indestrutível
invencível
inabalável
inacessível
inconquistável
indomável
ریشهشناسی
از فعل 'tankar' (قرض گرفته از انگلیسی 'tank') با پیشوند منفی 'in-' شکل گرفته و در زبان عامهپسند برزیلی برای نشان دادن غیرقابل تانک شدن ایجاد شده است.
سوالات متداول
intankável چه معنی دارد؟
intankável به معنای چیزی است که نمیتوان تحمل کرد؛ چه به دلیل افراطی بودن، خندهدار بودن یا غیرقابل تانک شدن در بازیها.
آیا intankável یک واژه رسمی است؟
خیر، این صفت بهصورت غیررسمی و عمدتاً در گفتار آنلاین و بازیها استفاده میشود.
آیا میتوان از intankável در موقعیتهای مثبت استفاده کرد؟
معمولاً نه؛ این واژه برای توصیف وضعیتهای غیرقابل تحمل یا مسخره به کار میرود، نه برای تجربههای مثبت.
تفاوت intankável و incansável چیست؟
intankável به معنای غیرقابل تحمل است، در حالی که incansável به معنای خستگیناپذیر یا بینهایت پرکار است.
منابع و ریشهی واژه intankável چیست؟
این واژه از فعل 'tankar' (قرض گرفته از انگلیسی 'tank') با پیشوند منفی 'in-' ساخته شده و در زبان عامهپسند برزیلی ظاهر شده است.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.