brainrot

en
fa
Change language
Translating...
فرسودگی ذهنی, محتوای بی ارزش, کندی ذهنی, درگیری ذهنی, وسواس میمی
یافتن زبان
/ˈbreɪnˌrɒt/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
اسلنگی برای کندی فرضی ذهن بر اثر محتوای آنلاین سطحی، و نیز برای دل مشغولی شدید با میم یا فندومی که توجه را می گیرد.

مثال‌ها

  • The feed was pure brainrot, but I kept scrolling anyway.
    آن فید پر از محتوای بی ارزش بود، اما باز هم به اسکرول کردن ادامه دادم.
  • Their group chat was full of brainrot about the new meme.
    گروه چت آن ها پر از وسواس میمی درباره میم جدید بود.
  • After three hours of short videos, I felt the brainrot setting in.
    بعد از سه ساعت ویدئوهای کوتاه، حس کردم فرسودگی ذهنی شروع شده است.
  • A weekend of clickbait left her joking about brainrot.
    یک آخر هفته پر از کلیک بیت باعث شد او درباره فرسودگی ذهنی شوخی کند.
  • Her brainrot for that game made every conversation about it.
    درگیری ذهنی او با آن بازی باعث شد هر گفت وگویی به آن برسد.

کلمات مشابه

meme obsession
fandom fixation
internet obsession
cognitive dullness
digital fatigue
hyperfixation
trend fixation
mind rot
content fatigue
mental mush

معانی

کندی ذهنی ناشی از محتوای سطحی

noun
internet
slang
کند شدن فرضی ذهن بر اثر مصرف زیاد محتوای آنلاین کم ارزش، یا خود محتوایی که عامل آن دانسته می شود.

مثال‌ها

  • After three hours of short videos, I felt the brainrot setting in.
    بعد از سه ساعت ویدئوهای کوتاه، حس کردم فرسودگی ذهنی شروع شده است.
  • The feed was pure brainrot, but I kept scrolling anyway.
    آن فید پر از محتوای بی ارزش بود، اما باز هم به اسکرول کردن ادامه دادم.
  • He blamed his scattered attention on late-night brainrot.
    او حواس پرتی خود را به فرسودگی ذهنی آخر شب نسبت داد.
  • A weekend of clickbait left her joking about brainrot.
    یک آخر هفته پر از کلیک بیت باعث شد او درباره فرسودگی ذهنی شوخی کند.
  • The article called the stream of AI clips a new kind of brainrot.
    آن مقاله جریان کلیپ های هوش مصنوعی را نوع تازه ای از محتوای بی ارزش نامید.

کلمات مشابه

درگیری ذهنی با میم

noun
internet
slang
دل مشغولی شدید و معمولا شوخ طبعانه با یک میم، فندوم، ترند، شخصیت یا موضوع که مدام توجه را به خود می کشد.

مثال‌ها

  • Her brainrot for that game made every conversation about it.
    درگیری ذهنی او با آن بازی باعث شد هر گفت وگویی به آن برسد.
  • The fandom's brainrot produced jokes, edits, and endless theories.
    وسواس هواداری آن فندوم شوخی ها، ادیت ها و نظریه های بی پایان ساخت.
  • I have serious brainrot over this character right now.
    الان حسابی دچار درگیری ذهنی با این شخصیت شده ام.
  • Their group chat was full of brainrot about the new meme.
    گروه چت آن ها پر از وسواس میمی درباره میم جدید بود.
  • The song caused instant brainrot across the whole app.
    آن آهنگ در سراسر برنامه درگیری ذهنی فوری ایجاد کرد.

کلمات مشابه

ریشه‌شناسی

از ترکیب brain و rot ساخته شده است. انتشارات دانشگاه آکسفورد کاربردی قدیمی از آن را در Walden ثورو در سال 1854 ثبت می کند و پس از رواج گسترده در فرهنگ آنلاین، brain rot را واژه سال 2024 نامید.

سوالات متداول

brainrot یعنی چه؟

Brainrot یعنی کندی فرضی ذهن بر اثر محتوای آنلاین سطحی، یا درگیری شدید با یک میم، فندوم یا ترند.

آیا brainrot تشخیص پزشکی است؟

نه. Brainrot اسلنگ است و تشخیص بالینی نیست.

چرا brainrot گاهی brain rot نوشته می شود؟

Brain rot شکل جدا نویسی شده ای است که آکسفورد به کار برده، و brainrot شکل چسبیده رایج در اینترنت است.

آیا brainrot می تواند خود محتوا را توصیف کند؟

بله. Brainrot می تواند محتوای کم ارزش آنلاین و همین طور اثر فرضی مصرف آن را توصیف کند.

آیا brainrot یعنی وسواس نسبت به یک میم؟

بله. در فندوم ها و فضای میم، brainrot اغلب به دل مشغولی شوخ طبعانه ای گفته می شود که فکر کسی را می گیرد.

brainrot چه زمانی معروف شد؟

این عبارت در سال 2024 بسیار برجسته شد، وقتی آکسفورد brain rot را واژه سال خود نامید.

Comments & contributions

Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
Posting as a guest · Sign in
No comments yet. Be the first to add one.
Look up word or phrase...