gagged
en
fa
Change language
Translating...
ساکت کردن, گلو بسته کردن, شگفتزده, متوقف, گلو بسته
/ɡæɡd/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
ساکت شدن، چه بهوسیلهٔ گلو بستهٔ فیزیکی یا حکم قانونی، و در زبان عامیانه، احساس شگفتزدگی یا بیکلامی.
مثالها
I’m gagged at how good that song is.
من از اینکه این آهنگ چقدر خوب است، شگفتزده هستم.
She was gagged by the surprise ending of the movie.
او توسط پایان شگفتانگیز فیلم، شگفتزده شد.
The crowd went gagged when the celebrity appeared.
جمعیت وقتی ستاره ظاهر شد، شگفتزده شد.
He looked gagged after the magician’s trick.
او پس از ترفند جادوگر، شگفتزده به نظر آمد.
The masked figure was gagged to prevent him from screaming.
شخصیت نقابدار گلو بسته شد تا از فریاد زدن جلوگیری شود.
کلمات مشابه
stunned
astonished
hushed
wow‑ed
muted
bound
subdued
restricted
muzzled
restrained
معانی
استفاده
از ساکت برای توصیف شخص یا بیانیهای که بهصورت فیزیکی یا قانونی ساکت شده استفاده کنید.
مثالها
The hostage was gagged before the police arrived.
رهبر گروه ساکت شد پیش از رسیدن پلیس.
The court gagged the witness to protect the investigation.
دادگاه برای محافظت از تحقیق، ساکت به شاهد کرد.
He gagged the child to stop the crying.
او برای متوقف کردن گریه، ساکت به کودک کرد.
She felt gagged by the restrictive non‑disclosure agreement.
او توسط توافقنامه محرمانه محدودکننده، ساکت شد.
The director gagged the actor during the rehearsal.
کارگردان در طول تمرین، ساکت کرد بازیگر را.
After the protest, the authorities gagged the demonstrators.
پس از اعتراض، مقامات ساکت کردند معترضان.
The surgeon gagged the patient to keep the airway open.
جراح برای باز نگه داشتن راه هوایی، ساکت کرد بیمار.
اشتباهات رایج
گذشتهٔ gagged اغلب با صفت شگفتزده اشتباه گرفته میشود
| Incorrect | Correct |
| The crowd was gagged by the music.
| The crowd was thrilled by the music.
|
| He gagged the door.
| He jammed the door.
|
کلمات مشابه
silenced
muted
hushed
suppressed
stifled
muzzled
restricted
استفاده
از شگفتزده برای بیان واکنش قوی شگفتانگیز، بهویژه در زمینههای غیررسمی استفاده کنید.
مثالها
She was gagged by the surprise ending of the movie.
او توسط پایان شگفتانگیز فیلم، شگفتزده شد.
When the model walked the runway, the audience was gagged.
وقتی مدل روی پدال راه رفت، مخاطبان شگفتزده شدند.
I’m gagged at how good that song is.
من از اینکه این آهنگ چقدر خوب است، شگفتزده هستم.
He looked gagged after the magician’s trick.
او پس از ترفند جادوگر، شگفتزده به نظر آمد.
The crowd went gagged when the celebrity appeared.
جمعیت وقتی ستاره ظاهر شد، شگفتزده شد.
We were gagged by the fireworks display.
ما توسط نمایش آتشبازی، شگفتزده شدیم.
She felt gagged after reading the shocking news.
او پس از خواندن خبر تکاندهنده، شگفتزده شد.
اشتباهات رایج
استفاده از gagged برای تعجب عادی خیلی ضعیف است
| Incorrect | Correct |
| I was gagged by the joke.
| I was amused by the joke.
|
| She was gagged when the cake arrived.
| She was delighted when the cake arrived.
|
کلمات مشابه
stunned
speechless
flabbergasted
astonished
amazed
dumbfounded
wow‑ed
استفاده
از گلو بسته برای توصیف شخص یا شخصیت که بهصورت فیزیکی گلو بسته دارد استفاده کنید.
مثالها
The prisoner was gagged and bound to the chair.
زندانی گلو بسته و به صندلی بسته شد.
In the horror film, the victim is gagged before the villain appears.
در فیلم ترسناک، قربانی قبل از ظاهر شدن شرور، گلو بسته میشود.
The actor played a gagged character in the stage play.
بازیگر یک شخصیت گلو بسته را در نمایش صحنهای بازی کرد.
The child was gagged with a cloth to keep quiet.
کودک با یک پارچه گلو بسته شد تا ساکت بماند.
During the kidnapping scene, the hero is gagged with a zip tie.
در صحنهٔ آدمربایی، قهرمان با یک باند چسبی گلو بسته شد.
The director instructed the stunt crew to keep the stuntman gagged for safety.
کارگردان به تیم استنت دستور داد تا برای ایمنی، استنت گلو بسته بماند.
The masked figure was gagged to prevent him from screaming.
شخصیت نقابدار گلو بسته شد تا از فریاد زدن جلوگیری شود.
اشتباهات رایج
بهکارگیری gagged برای سکوت غیر فیزیکی اشتباه است
| Incorrect | Correct |
| The policy gagged the employees.
| The policy restricted the employees.
|
| He was gagged after winning the award.
| He was humbled after winning the award.
|
کلمات مشابه
silenced
muzzled
bound
restrained
muted
subdued
hushed
استفاده
برای زمینههای سکوت اجباری یا برای عبارات غیررسمی شگفتزدگی، gagged را انتخاب کنید که با حس مناسب مطابقت داشته باشد.
اشتباهات رایج
استفاده از gagged برای تعجب عادی، مانند «من توسط خبر شگفتزده شدم»، بین معنی عامیانه و واکنش ضعیفتر را مخلوط میکند.
ریشهشناسی
از فعل gag با پسوند گذشته –ed شکل گرفته؛ اولین بار بهعنوان صفت در دههٔ ۱۸۳۰ ثبت شده است.
سوالات متداول
gagged در زمینهٔ قانونی چه معنی دارد؟
gagged به معنای دستور دادگاه برای جلوگیری از صحبت عمومی دربارهٔ پرونده است.
آیا میتوان از gagged برای توصیف شگفتزدگی استفاده کرد؟
بله، در گفتار غیررسمی gagged به معنای شگفتزدگی یا بیکلامی است.
gagged فرم گذشتهٔ فعل gag است؟
بله، gagged شکل گذشته ساده و گذشتهٔ کامل فعل gag است.
چگونه میتوان از gagged برای توصیف شخصیت با گلو بسته استفاده کرد؟
بهعنوان صفت میتوانید بگویید «شخصیت gagged شد» یا «شخصیت gagged دارد».
معادلهای رایج شامل «ساکت»، «شگفتزده» یا «گلو بسته» بسته به معنی مورد نظر است.
آیا gagged معانی دیگری دارد؟
علاوه بر ساکت کردن و واکنش شگفتزدگی، میتواند به معنای محدود شدن فیزیکی با گلو بسته باشد.
استفاده از gagged رسمی است یا غیررسمی؟
معنی ساکت کردن رسمی و خنثی است، در حالی که معنی شگفتزدگی غیررسمی است.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
No comments yet. Be the first to add one.