pookie
en
fa
Change language
Translating...
پوکِی, عزیزم, قربان, پوکِی, معتاد به کرک
/ˈpʊki/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
یک لقب محبتآمیز و بازیگوشانه برای نشان دادن عاطفه، و بهصورت عامیانه، برچسب توهینآمیز برای مصرفکنندهٔ کرک.
مثالها
The documentary highlighted the dangers of being a pookie.
مستند خطرات بودن بهعنوان پوکِی را برجسته کرد.
The article warned that pookie often leads to health decline.
مقاله هشدار داد که پوکِی اغلب منجر به کاهش سلامت میشود.
He wrote pookie on the birthday card for his girlfriend.
او روی کارت تولد برای دوست دخترش پوکِی نوشت.
The couple giggled, calling each other pookie during the movie.
زوج در حین فیلم خندیدند و یکدیگر را پوکِی صدا میزدند.
The rehab center had a program specifically for pookie.
مرکز توانبخشی برنامهای مخصوص برای پوکِی داشت.
کلمات مشابه
druggie
darling
sweetie
dear
honey
user
crackhead
narc
love
junkie
معانی
مثالها
She whispered, pookie, as she kissed his cheek.
او نجوا کرد، پوکِی، وقتی که گونهٔ او را بوسید.
My best friend calls me pookie whenever I'm feeling down.
بهترین دوستم هر وقت حالم بد بود، من را پوکِی صدا میزد.
He wrote pookie on the birthday card for his girlfriend.
او روی کارت تولد برای دوست دخترش پوکِی نوشت.
The couple giggled, calling each other pookie during the movie.
زوج در حین فیلم خندیدند و یکدیگر را پوکِی صدا میزدند.
Our cat responded to the name pookie and came running.
گربهمان به نام پوکِی واکنش نشان داد و با دویدن آمد.
She sent a text that simply said pookie to her partner.
او یک پیام کوتاه فرستاد که فقط پوکِی نوشته بود برای شریکش.
He teased his brother by shouting pookie across the room.
او برادرش را با فریاد زدن پوکِی از طرف دیگر اتاق اذیت کرد.
کلمات مشابه
sweetie
honey
babe
darling
dear
love
مثالها
The police report listed pookie among the suspects.
گزارش پلیس پوکِی را در میان مظنونان فهرست کرد.
He was known as pookie on the streets.
او در خیابانها بهعنوان پوکِی شناخته میشد.
The article warned that pookie often leads to health decline.
مقاله هشدار داد که پوکِی اغلب منجر به کاهش سلامت میشود.
She avoided hanging out with the pookie from the neighborhood.
او از همراهی با پوکِی محله دوری کرد.
The rehab center had a program specifically for pookie.
مرکز توانبخشی برنامهای مخصوص برای پوکِی داشت.
He was arrested for dealing as a pookie.
او بهدلیل توزیع بهعنوان پوکِی دستگیر شد.
The documentary highlighted the dangers of being a pookie.
مستند خطرات بودن بهعنوان پوکِی را برجسته کرد.
کلمات مشابه
junkie
addict
user
druggie
crackhead
narc
ریشهشناسی
از ترکیب صداشناختی با پسوند محبتآمیز -poo، که اولین بار در اوایل قرن بیستم ثبت شده است.
سوالات متداول
pookie بهعنوان لقب محبتآمیز چه معنی دارد؟
یک واژهٔ صمیمانه برای صدا زدن عزیز یا دوست در مکالمات غیررسمی است.
آیا میتوانم pookie را برای حیوانات خانگی استفاده کنم؟
بله، بسیاری از صاحبان حیوانات از این واژه برای نامگذاری گربه یا سگ خود استفاده میکنند.
pookie در زبان عامیانه چه معنایی دارد؟
در محاورهٔ عامیانه به فردی که مصرفکنندهٔ کرک است اشاره میکند.
استفاده از pookie در چه موقعیتهایی توهینآمیز میشود؟
وقتی بهعنوان برچسب برای مصرفکنندهٔ کرک به کار رود، میتواند توهینآمیز باشد.
از ترکیب صداشناختی با پسوند -poo شکل گرفته و اولین بار در اوایل قرن بیستم ثبت شده است.
چگونه باید pookie را در مکالمه انگلیسی تلفظ کرد؟
به صورت /ˈpʊki/ تلفظ میشود.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
No comments yet. Be the first to add one.