wild

en
fa
Change language
Translating...
وحشی, بی‌نظم, وحشی, باحال, عجیب
یافتن زبان
English
English
Português
Portuguese
Français
French
Español
Spanish
Deutsch
German
/waɪld/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
واژه‌ای که طبیعت بکر، وضعیت‌های شدید یا بی‌نظم، هیجان‌انگیزی چشمگیر و خودِ بکر را توصیف می‌کند و همچنین به‌عنوان تقویت‌کننده عامیانه به کار می‌رود.

مثال‌ها

  • The park is home to many wilds.
    پارک خانهٔ بسیاری از wilds است.
  • A wild was spotted near the riverbank.
    یک wild در کنار رودخانه مشاهده شد.
  • She prefers wild berries over cultivated ones.
    او توت‌های wild را به توت‌های پرورشی ترجیح می‌دهد.
  • His wild temper scared his colleagues.
    طبع wild او همکارانش را می‌ترساند.
  • Researchers tagged a wild for migration study.
    پژوهشگران یک wild را برای مطالعهٔ مهاجرت برچسب زدند.

کلمات مشابه

epic
outback
crazy
unruly
intense
feral creature
undomesticated animal
wilds
unrestrained
natural

معانی

زندگی در حالت طبیعی

adjective
nature
neutral
وجود در مناطق روستایی یا وحشی، بدون مهار یا کشت.

استفاده

از wild برای توصیف حیوانات، گیاهان یا مکان‌هایی که بکر و بدون دستکاری هستند، استفاده کنید.

مثال‌ها

  • The wild fox darted across the meadow.
    روباه wild از میان علفزار به سرعت عبور کرد.
  • She prefers wild berries over cultivated ones.
    او توت‌های wild را به توت‌های پرورشی ترجیح می‌دهد.
  • Scientists study wild ecosystems to understand climate change.
    دانشمندان اکوسیستم‌های wild را برای درک تغییرات آب و هوا مطالعه می‌کنند.
  • A wild garden can attract many pollinators.
    یک باغ wild می‌تواند جذب‌کنندگان زیادی را جذب کند.
  • He grew up in a wild forest region.
    او در منطقه‌ای wild از جنگل بزرگ شد.

اشتباهات رایج

استفاده نادرست از wild برای موارد پرورش‌یافته یا به‌جای اسم
IncorrectCorrect
My garden has many wild plants. My garden has many wild plants.
The wild river was polluted. The wild river was polluted.

کلمات مشابه

بدون کنترل یا شدید

adjective
everyday
neutral
مشخصه‌ای که فاقد محدودیت است و اغلب رفتار، هوا یا رویدادها را توصیف می‌کند.

استفاده

از wild برای توصیف اعمال یا وضعیت‌هایی که بی‌نظم، شدید یا پرآشوب هستند، استفاده کنید.

مثال‌ها

  • The party turned wild after midnight.
    مهمانی پس از نیمه‌شب wild شد.
  • The storm was wild, tearing roofs off houses.
    طوفان wild بود و سقف خانه‌ها را از هم پاشید.
  • Fans behaved wild during the concert.
    هواداران در طول کنسرت رفتار wild داشتند.
  • His wild temper scared his colleagues.
    طبع wild او همکارانش را می‌ترساند.
  • The wild river flooded the valley.
    رودخانه wild دره را سیل کرد.

اشتباهات رایج

به کار بردن wild برای وضعیت‌های آرام یا به‌جای صفت مناسب
IncorrectCorrect
The lecture was wild. The lecture was boring.
He behaved wild during the meeting. He behaved wildly during the meeting.

کلمات مشابه

بسیار عجیب یا هیجان‌انگیز

adjective
slang
informal
چیزی که به‌طرز چشمگیری عجیب یا هیجان‌انگیز است، اغلب به‌صورت مثبت.

استفاده

از wild برای توصیف چیزهای بسیار عجیب یا هیجان‌انگیز، به‌ویژه در گفتار عامیانه، استفاده کنید.

مثال‌ها

  • That trick was wild, I can't believe it.
    آن ترفند wild بود، نمی‌توانم باورش کنم.
  • The video game has wild graphics.
    این بازی ویدئویی گرافیک wild دارد.
  • She had a wild reaction to the news.
    او واکنش wild به خبر داشت.
  • The fashion show featured wild designs.
    نمایش مد طرح‌های wild را به نمایش گذاشت.
  • His story sounded wild, but it was true.
    داستان او wild به نظر می‌رسید، اما حقیقت داشت.

اشتباهات رایج

تداخل بین wild و wildly یا استفاده از wild برای توصیف چیزهای عادی
IncorrectCorrect
The concert was wild. The concert was awesome.
He was wild about the new phone. He was wild about the new phone.

کلمات مشابه

محیط طبیعی بکر

noun
nature
neutral
واژه wild به مناطق زمینی اشاره دارد که به‌طور عمده دست انسان به آن‌ها نرسیده است.

استفاده

از wild برای اشاره به طبیعت بکر یا مناطق حفاظت‌شده که کمتر تحت تأثیر انسان هستند، استفاده کنید.

مثال‌ها

  • We trekked deep into the wild.
    ما به عمق wild قدم زدیم.
  • The documentary explores the wild of the Amazon.
    مستند به بررسی wild آمازون می‌پردازد.
  • He feels most alive when he's in the wild.
    او زمانی که در wild است، بیشترین حس زندگی را دارد.
  • Conservationists work to protect the wild.
    محافظان محیط زیست برای حفاظت از wild کار می‌کنند.
  • The guide warned about predators in the wild.
    راهنما دربارهٔ شکارچیان در wild هشدار داد.

اشتباهات رایج

به کار بردن wild به‌جای اسم مناسب یا استفاده از آن به‌عنوان صفت
IncorrectCorrect
The wild is beautiful. The wild is beautiful.
He lives in a wild. He lives in the wild.

کلمات مشابه

یک حیوان یا گیاه وحشی

noun
everyday
neutral
wild یک حیوان یا گیاه است که در زیستگاه طبیعی خود بدون پرورش زندگی می‌کند.

استفاده

از wild برای اشاره به یک موجود زنده بکر، مانند حیوان یا گیاهی که در زیستگاه طبیعی خود زندگی می‌کند، استفاده کنید.

مثال‌ها

  • A wild was spotted near the riverbank.
    یک wild در کنار رودخانه مشاهده شد.
  • She rescued a wild that had a broken leg.
    او یک wild با پای شکسته را نجات داد.
  • The park is home to many wilds.
    پارک خانهٔ بسیاری از wilds است.
  • Researchers tagged a wild for migration study.
    پژوهشگران یک wild را برای مطالعهٔ مهاجرت برچسب زدند.
  • Kids learned to identify different wilds in the zoo.
    کودکان یاد گرفتند wilds مختلف را در باغ‌وحش شناسایی کنند.

اشتباهات رایج

استفاده نادرست از wild به‌جای اسم برای موجودات
IncorrectCorrect
A wild is a type of fruit. A wild is an untamed animal or plant.
The wild ate the berries. The wild ate the berries.

کلمات مشابه

استفاده

برای زمینه‌های طبیعی بکر، رویدادهای پرآشوب، توصیف چیزهای شگفت‌انگیز یا به‌عنوان تقویت‌کننده عامیانه، wild را انتخاب کنید و هنگام اشاره به wilderness از شکل اسم استفاده کنید.

اشتباهات رایج

خطای رایج فارسی‌زبانان استفاده نادرست از wild به‌جای صفت یا اسم مناسب است.

ریشه‌شناسی

از انگلیسی قدیم wilde به معنای بکر و غیرتزرعی، مرتبط با آلمانی wild.

سوالات متداول

wild به‌عنوان صفت چه معنایی دارد وقتی دربارهٔ طبیعت صحبت می‌کنیم؟

به‌معنای بکر، غیرتحت‌تسلط و غیرتزرعی است.

wild چگونه برای توصیف وضعیت‌های شدید یا بی‌نظم به کار می‌رود؟

برای نشان دادن رویدادها یا رفتارهایی که کنترل‌شده نیستند و شدت دارند.

در گفتار عامیانه، wild چه نقش وزنی دارد؟

به‌عنوان تقویت‌کننده‌ای برای بیان هیجان یا شگفتی به کار می‌رود، معادل «خیلی باحاله».

wild به‌عنوان اسم به چه چیزی اشاره می‌کند؟

به‌منطقهٔ بکر و طبیعتی که کمتر تحت تأثیر انسان است، یعنی جنگل یا سرزمین وحشی.

آیا می‌توان از wild برای اشاره به یک حیوان یا گیاه خاص استفاده کرد؟

بله، برای توصیف موجودی که در زیستگاه طبیعی خود زندگی می‌کند و تحت پرورش نیست.

ریشهٔ واژهٔ wild چیست؟

از انگلیسی قدیم wilde به معنای بکر و غیرتزرعی گرفته شده است.

آیا استفادهٔ wild به‌جای wildly اشتباه است؟

بله، wild صفت است و برای توصیف حالت باید wildly به‌کار رود.

چگونه می‌توان از wild به‌عنوان صفت برای توصیف یک ماشین استفاده کرد؟

می‌توانید بگویید «یک ماشین wild» برای توصیف خودرویی پرسرعت و جسور.

در فارسی، معادل مناسب برای wild در معنای «بی‌نظم» چیست؟

معادل‌های رایج شامل «بی‌قید»، «بی‌نظم» یا «وحشی» هستند.

آیا می‌توان گفت «the wild of the city» درست است؟

در این ترکیب بهتر است از «the wild side of the city» استفاده کنید؛ «wild» به‌تنهایی معنای مناسب نمی‌دهد.

Comments & contributions

Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
Posting as a guest · Sign in
No comments yet. Be the first to add one.
Look up word or phrase...