jelly
en
fa
Change language
Translating...
ژله, مربای میوهای, حسودی, حسود, ژله کردن
/ˈdʒɛli/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
مربای میوهای شیرین و نیمه‑جامد، اصطلاح غیررسمی برای حس حسد، و یک فعل که به معنای سفت کردن مایع به شکل ژله است.
مثالها
Kids can get jelly over the newest toys.
بچهها میتوانند نسبت به جدیدترین اسباببازیها حسودی شوند.
We used jelly to glaze the cake.
ما برای براق کردن کیک از ژله استفاده کردیم.
The sandwich was filled with raspberry jelly.
ساندویچ با ژله تمشک پر شد.
He made a jelly comment about her success.
او درباره موفقیت او یک نظر حسودی داد.
He was jelly of her new phone.
او نسبت به گوشی جدید او حسودی بود.
کلمات مشابه
congeal
sulky
covetous
conserve
jam
green
gelatin dessert
solidify
jello
setمعانی
مثالها
She spread jelly on her toast for breakfast.
او ژله را روی نان تست خود برای صبحانه پخش کرد.
The kids loved the strawberry jelly at the picnic.
بچهها در پیکنیک ژله توتفرنگی را دوست داشتند.
He bought a jar of orange jelly from the market.
او از بازار یک شیشه ژله پرتقالی خرید.
We used jelly to glaze the cake.
ما برای براق کردن کیک از ژله استفاده کردیم.
The recipe calls for two tablespoons of jelly.
دستور غذا دو قاشق غذاخوری ژله میخواهد.
She made homemade jelly using fresh berries.
او با توتهای تازه ژله خانگی درست کرد.
The sandwich was filled with raspberry jelly.
ساندویچ با ژله تمشک پر شد.
کلمات مشابه
jam
preserve
gelatin dessert
jello
spread
conserve
مثالها
He was jelly of her new phone.
او نسبت به گوشی جدید او حسودی بود.
She felt jelly when her friend got the promotion.
او وقتی دوستش ارتقا گرفت حسودی شد.
Don't be jelly, it's just a game.
حسودی نباش، این فقط یک بازی است.
The crowd was jelly of the celebrity's outfit.
جمعیت نسبت به لباس ستاره حسودی بود.
Kids can get jelly over the newest toys.
بچهها میتوانند نسبت به جدیدترین اسباببازیها حسودی شوند.
He made a jelly comment about her success.
او درباره موفقیت او یک نظر حسودی داد.
She gave a jelly look when he mentioned his vacation.
او وقتی او به تعطیلاتش اشاره کرد، نگاهی حسودی نشان داد.
کلمات مشابه
envious
jealous
covetous
resentful
green
sulky
مثالها
She jellied the stock to create a clear aspic.
او استاک را ژله کرد تا اسپیک شفاف بسازد.
He jelly the sauce before serving it.
او سس را ژله کرد قبل از سرو کردن.
The chef jellied the fruit puree for a modern dessert.
سرآشپز پوره میوه را ژله کرد برای دسر مدرن.
They jelly the mixture overnight in the fridge.
آنها مخلوط را ژله کردند در یخچال طوالت شب.
We need to jelly the broth to make it firm.
ما باید ژله کنیم عصاره را تا سفت شود.
After adding gelatin, the liquid jellied quickly.
پس از افزودن ژلاتین، مایع بهسرعت ژله شد.
The recipe says to jelly the custard before chilling.
دستور میگوید قبل از سرد کردن، ژله کنید کستارد.
کلمات مشابه
gel
setcongeal
thicken
solidify
harden
ریشهشناسی
از انگلیسی میانه jelle، از فرانسوی قدیم gelée به معنی «یخزده»، از لاتین gelātus به معنی «یخزده».
سوالات متداول
jelly یک مربای میوهای شیرین و نیمه‑جامد است که از آب میوه، شکر و عامل ژلساز تهیه میشود.
آب میوه را با شکر و پکتین یا ژلاتین جوشانده و تا زمانی که سفت شود ادامه میدهید.
آیا jelly با jam یکسان است؟
نه، jelly شفاف است و فقط از آب میوه ساخته میشود، در حالی که jam حاوی تکههای میوه است.
آیا میتوان از jelly به عنوان فعل استفاده کرد؟
بله، بهمعنای سفت کردن مایع به شکل ژله میباشد، هرچند این کاربرد نادر است.
jelly در slang چه معنایی دارد؟
در گفتار غیررسمی، jelly به حس حسد یا حسودی اشاره دارد.
آیا استفاده از jelly در مکالمات رسمی مناسب است؟
در نوشتار رسمی بهتر است از این اصطلاح اجتناب کنید.
jelly چقدر ماندگاری دارد؟
در یک شیشه بسته میتواند چند ماه در یک انبار خنک نگه داشته شود.
آیا میتوانم به جای پکتین از ژلاتین استفاده کنم؟
بله، ژلاتین میتواند بهعنوان عامل ژلساز استفاده شود، اگرچه بافت متفاوتی ایجاد میکند.
چرا گاهی jelly را jello مینامند؟
در ایالات متحده نام تجاری Jell‑O بهعنوان اصطلاح عمومی برای دسرهای ژلاتینی استفاده میشود.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
No comments yet. Be the first to add one.