yoink

en
fa
Change language
Translating...
دست‌برد, قابض شدن, صدای کشش, صدای تند, پرش
یافتن زبان
Deutsch
German
English
English
Français
French
Español
Spanish
Português
Portuguese
/jɔɪŋk/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
یک دست‌برد سریع و بازیگوش، صدای کشش تند، یا پرش سبک، که عمدتاً در زمینه‌های غیررسمی استفاده می‌شود.

مثال‌ها

  • The old hinge yoinked each time the door moved.
    تیر قدیمی صدای کشش می‌کرد هر بار که در حرکت می‌کرد.
  • The drawer yoinked open with a sudden snap.
    کشو صدای کشش کرد و با یک صدای ناگهانی باز شد.
  • The rope yoinked loudly as it was pulled taut.
    طناب صدای کشش کرد به‌صدای بلند هنگام کشیده شدن.
  • The robot yoinked forward after the command.
    ربات پرش کرد به جلو پس از فرمان.
  • The elastic band yoinked back after being stretched.
    Band الاستیک صدای کشش کرد پس از کشیده شدن.

کلمات مشابه

whip
nab
clack
bounce
pilfer
jolt
grab
pop
crack
leap

معانی

دست‌برد سریع یا بازیگوش

verb
everyday
informal
چیزی را به‌سرعت و به‌صورت شوخانه می‌گیرد.

استفاده

از yoink برای یک دست‌برد سریع و بازیگوش استفاده کنید.

مثال‌ها

  • She yoinked the last slice of pizza before anyone could notice.
    او دست‌برد آخرین برش پیتزا را قبل از اینکه کسی متوجه شود، گرفت.
  • He yoinked my pen and vanished.
    او دست‌برد قلم من را کرد و ناپدید شد.
  • The kid yoinked the candy from the table.
    کودک دست‌برد آبنبات را از میز گرفت.
  • During the game, I yoinked the power‑up and scored.
    در طول بازی، من دست‌برد تقویت‌کننده را کردم و امتیاز گرفتم.
  • They yoinked the spotlight with a surprise entrance.
    آنها دست‌برد نورافکن را با یک ورود شگفت‌انگیز به دست آوردند.
  • I yoinked the remote before the commercial break.
    من دست‌برد ریموت را قبل از وقفه تجاری گرفتم.
  • The cat yoinked the toy mouse and ran away.
    گربه دست‌برد موش اسباب‌بازی را گرفت و فرار کرد.

اشتباهات رایج

خطاهای رایج فارسی‌زبانان شامل استفاده در متن رسمی یا ترکیب نادرست زمان
IncorrectCorrect
He yoink the report quickly. He yoinked the report quickly.
Yoink is a formal term for taking. Yoink is an informal verb for taking quickly.

کلمات مشابه

صدای کشش ناگهانی

verb
sound
neutral
صدای کششی تند ایجاد می‌کند که اغلب به‌عنوان yoink توصیف می‌شود.

استفاده

از yoink برای توصیف صدای کشش ناگهانی استفاده کنید.

مثال‌ها

  • The fishing line yoinked as the fish took the bait.
    خط ماهیگیری صدای کشش کرد وقتی ماهی طعمه را گرفت.
  • When the trap closed, it yoinked with a metallic clang.
    زمانی که تله بسته شد، صدای کشش با یک صدای فلزی کرد.
  • The elastic band yoinked back after being stretched.
    Band الاستیک صدای کشش کرد پس از کشیده شدن.
  • The toy gun yoinked a tiny sound when fired.
    تفنگ اسباب‌بازی صدای کشش کوچکی تولید کرد هنگام شلیک.
  • The drawer yoinked open with a sudden snap.
    کشو صدای کشش کرد و با یک صدای ناگهانی باز شد.
  • The rope yoinked loudly as it was pulled taut.
    طناب صدای کشش کرد به‌صدای بلند هنگام کشیده شدن.
  • The old hinge yoinked each time the door moved.
    تیر قدیمی صدای کشش می‌کرد هر بار که در حرکت می‌کرد.

اشتباهات رایج

خطاهای رایج فارسی‌زبانان شامل استفاده از yoink برای مفهوم دست‌برد به‌جای صدا
IncorrectCorrect
She yoinked the bag from the table. The bag yoinked with a sharp sound.
The rope yoinked the box. The rope yoinked as it snapped.

کلمات مشابه

پرش یا پریدن سبک

verb
slang
informal
به‌صورت سبک و بازیگوش می‌پرید یا می‌جهد، اغلب به‌صورت شوخانه استفاده می‌شود.

استفاده

از yoink برای یک پرش سریع و بازیگوش استفاده کنید.

مثال‌ها

  • The kitten yoinked onto the windowsill in a single bound.
    گربه‌ بچه پرش کرد به لبه پنجره در یک جهش واحد.
  • He yoinked over the puddle with a playful leap.
    او پرش کرد بر روی برکه با یک جهش بازیگوش.
  • The dancer yoinked across the stage, surprising the audience.
    رقصنده پرش کرد از روی صحنه و مخاطبان را شگفت‌زده کرد.
  • She yoinked up the hill like a springy toy.
    او پرش کرد به سمت تپه مانند یک اسباب‌بازی فنری.
  • The frog yoinked from one lily pad to another.
    قورباغه پرش کرد از یک برگ نیلوفر به دیگری.
  • Kids yoinked around the playground during recess.
    بچه‌ها پرش کردند در اطراف زمین بازی در زمان استراحت.
  • The robot yoinked forward after the command.
    ربات پرش کرد به جلو پس از فرمان.

اشتباهات رایج

خطاهای رایج فارسی‌زبانان شامل به‌کارگیری yoink برای مفهوم دست‌برد یا صدا به‌جای پرش
IncorrectCorrect
The rabbit yoinked the carrot. The rabbit yoinked across the meadow.
He yoinked the book from the shelf. He yoinked up the hill like a springy toy.

کلمات مشابه

استفاده

حس مناسب را که با یک دست‌برد ناگهانی، صدای کشش یا پرش سریع مطابقت دارد انتخاب کنید و لحن را غیررسمی نگه دارید.

اشتباهات رایج

استفاده از yoink در ایمیل رسمی نامناسب به نظر می‌رسد.

ریشه‌شناسی

اولین بار در سال ۱۹۵۴ به عنوان یک فعل صدادار ثبت شد و بعدها از طریق کارتون‌ها و زبان اینترنتی گسترش یافت.

سوالات متداول

yoink چه معنی دارد؟

yoink یک فعل غیررسمی است که به معنای دست‌برد سریع، صدای کشش ناگهانی یا پرش سبک می‌آید.

آیا می‌توان از yoink به عنوان اسم استفاده کرد؟

معمولاً yoink به عنوان فعل به کار می‌رود؛ استفاده به‌عنوان اسم رایج نیست.

آیا yoink در نوشتار رسمی مناسب است؟

خیر، yoink یک واژه عامیانه است و در متون رسمی توصیه نمی‌شود.

منشأ واژه yoink از کجا آمده است؟

واژه yoink اولین بار در دهه ۱۹۵۰ به عنوان یک صدادار (آنیماتوفوئیک) ظاهر شد و سپس از طریق کارتون‌ها و اینترنت گسترش یافت.

چگونه زمان گذشته yoink را می‌نویسیم؟

زمان گذشته yoink به صورت yoinked است.

آیا می‌توان yoink را برای توصیف صدا استفاده کرد؟

بله، می‌توان از yoink برای توصیف صدای کشش یا تیک‌تاک ناگهانی استفاده کرد.

چند واژه مشابه به yoink وجود دارد؟

برخی از مترادف‌های yoink شامل snatch, grab, nab, swipe, pilfer, snag, seize هستند.

Comments & contributions

Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
Posting as a guest · Sign in
No comments yet. Be the first to add one.
Look up word or phrase...