ouf

fr
fa
Change language
Translating...
اوف, آه, اِی, وحشی, شگفت‌انگیز
یافتن زبان
/uf/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
یک صدا یا صفت فرانسوی که برای ابراز راحتی، خستگی یا توصیف چیزهای شگفت‌انگیز و شدید به کار می‌رود.

مثال‌ها

  • Sa performance sur scène était ouf, tout le monde était sous le choc.
    اجرای او روی صحنه اوف بود، همه تحت تأثیر بودند.
  • Le gâteau était brûlé, ouf, j'ai dû le jeter.
    کیک سوخته بود، اوف، مجبور شدم آن را دور بیندازم.
  • Ce film d'horreur est vraiment ouf, je n'ai pas pu dormir.
    این فیلم ترسناک واقعاً اوف است، نتوانستم بخوابم.
  • Après avoir fini le marathon, il a poussé un ouf de soulagement.
    پس از تمام کردن ماراتن، او یک اوف تسکین داد.
  • Quand le chat a sauté du balcon, j'ai crié ouf !
    وقتی گربه از بالکن پرید، من فریاد زدم اوف!

کلمات مشابه

zut
flûte
incroyable
détonnant
hallucinant
dingue
ouah
hélas
pff
ah

معانی

ابراز راحتی یا خستگی

interjection
everyday
informal
صدا یا تعجبی برای نشان دادن احساس راحتی، ناراحتی یا بی‌صبری.

استفاده

از ouf برای بیان یک آه راحتی یا واکنش به چیزی ناخوشایند استفاده کنید.

مثال‌ها

  • Après avoir fini le marathon, il a poussé un ouf de soulagement.
    پس از تمام کردن ماراتن، او یک اوف تسکین داد.
  • Quand le chat a sauté du balcon, j'ai crié ouf !
    وقتی گربه از بالکن پرید، من فریاد زدم اوف!
  • Le film était tellement stressant, ouf, je ne pouvais plus respirer.
    فیلم آنقدر استرس‌زا بود که اوف، دیگر نمی‌توانستم نفس بکشم.
  • En ouvrant la porte, il a entendu un ouf de surprise.
    وقتی در را باز کرد، او یک اوف تعجب شنید.
  • Après la réunion interminable, ouf, enfin la pause café.
    پس از جلسه بی‌پایان، اوف، بالاخره استراحت قهوه‌ای.
  • Le gâteau était brûlé, ouf, j'ai dû le jeter.
    کیک سوخته بود، اوف، مجبور شدم آن را دور بیندازم.
  • Quand le train a freiné brusquement, les passagers ont tous poussé un ouf.
    وقتی قطار ناگهان ترمز کرد، همه مسافران یک اوف دادند.

اشتباهات رایج

استفاده از این صدا در متن‌های رسمی نادرست است
IncorrectCorrect
ouf, je suis désolé pour le retard. Je suis désolé pour le retard.
Le professeur a commencé le cours avec un ouf. Le professeur a commencé le cours.
Dans le rapport officiel, il a ajouté ouf. Dans le rapport officiel, il a ajouté.

کلمات مشابه

وحشی، شدید (عامیانه)

adjective
slang
informal
صفت عامیانه‌ای که به معنای دیوانه‌وار، شگفت‌انگیز یا بسیار شدید است.

استفاده

از ouf برای توصیف چیزی که به‌طرز شگفت‌انگیزی وحشی یا فوق‌العاده است استفاده کنید.

مثال‌ها

  • Ce concert était ouf, j'ai jamais vu autant d'énergie.
    این کنسرت اوف بود، من هرگز این‌قدر انرژی را ندیده بودم.
  • Le nouveau smartphone est ouf, il fait tout ce que je veux.
    گوشی هوشمند جدید اوف است، همه کارهایی که می‌خواهم را انجام می‌دهد.
  • Sa performance sur scène était ouf, tout le monde était sous le choc.
    اجرای او روی صحنه اوف بود، همه تحت تأثیر بودند.
  • Ce film d'horreur est vraiment ouf, je n'ai pas pu dormir.
    این فیلم ترسناک واقعاً اوف است، نتوانستم بخوابم.
  • Le prix de cette montre est ouf, impossible à payer.
    قیمت این ساعت اوف است، پرداخت آن غیرممکن است.
  • Quand il a gagné le jackpot, il était ouf de joie.
    وقتی او جکپات را برنده شد، اوف از شادی بود.
  • Le design de cette voiture est ouf, vraiment avant-gardiste.
    طراحی این خودرو اوف است، واقعاً پیشرو.

اشتباهات رایج

به‌کارگیری این صفت برای توصیف چیزهای عادی یا به‌جای صفت‌های خنثی اشتباه است
IncorrectCorrect
Cette pizza est ouf, mais elle était ordinaire. Cette pizza était ordinaire.
Le spectacle était ouf, mais il n'a pas impressionné. Le spectacle n'a pas impression گذاشت.
Le prix est ouf, mais c'est raisonnable. Le prix est raisonnable.

کلمات مشابه

استفاده

در هر دو حالت، ouf را به‌عنوان صدا برای راحتی یا به‌عنوان صفت برای توصیف چیزهای وحشی و شگفت‌انگیز به کار ببرید؛ بسته به زمینهٔ گفتار.

اشتباهات رایج

استفادهٔ نادرست از ouf در متن‌های رسمی یا به‌جای صفت‌های خنثی، رایج است.

ریشه‌شناسی

از یک آه صدادار ناشی می‌شود که بعدها به‌عنوان واژهٔ وارون «fou» (دیوانه) استفاده شد.

سوالات متداول

اوف به چه معناست به‌عنوان یک صدا؟

اوف یک صدا یا تعجب است که برای نشان دادن راحتی، خستگی یا بی‌صبری استفاده می‌شود.

اوف در چه موقعیت‌هایی به‌عنوان صفت استفاده می‌شود؟

به‌عنوان صفت، اوف برای توصیف چیزهایی که دیوانه‌وار، شگفت‌انگیز یا بسیار شدید هستند به کار می‌رود.

آیا می‌توانم اوف را در نوشتار رسمی استفاده کنم؟

خیر، اوف یک واژهٔ غیررسمی است و در متون رسمی توصیه نمی‌شود.

چه واژگان فارسی معادل اوف هستند؟

برای صدا می‌توان از «اوف»، «آه» یا «اِی» استفاده کرد؛ برای صفت می‌توان «وحشی»، «شگفت‌انگیز» یا «فوق‌العاده» گفت.

منظور از اوف در فیلم‌ها یا آهنگ‌ها چیست؟

در این زمینه‌ها اوف معمولاً برای بیان واکنش شگفت‌انگیز یا شدت احساسات به کار می‌رود.

Comments & contributions

Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
Posting as a guest · Sign in
No comments yet. Be the first to add one.
Look up word or phrase...