amassar

pt
fa
Change language
Translating...
ورز دادن, مالیدن, مخلوط کردن, چروک کردن, خم کردن
یافتن زبان
/ɐ.maˈsaɾ/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
به‌وسیلهٔ ورز دادن خمیر یا مخلوط کردن مواد نرم، چروک یا خم کردن اشیائی مانند کاغذ یا فلز، و به‌صورت عامیانه برای غلبهٔ کامل بر حریف در ورزش یا بازی‌ها استفاده می‌شود.

مثال‌ها

  • Ela amassou na competição de natação.
    او در مسابقهٔ شنا غلبه کرد.
  • Ele amassou o papel e jogou no lixo.
    او چروک کرد کاغذ را و در سطل زباله انداخت.
  • A lataria ficou amassada após a batida.
    بدنهٔ خودرو پس از برخورد چروک‌خورده شد.
  • Cuidado para não amassar o carro na garagem.
    مواظب باشید که در گاراژ چروک نکنید خودرو را.
  • O corredor amassou a recorde mundial.
    دوندگان رکورد جهانی را شکست.

کلمات مشابه

amolgar
golear
esmagar
deteriorar
dominar
vincar
esmagar
modelar
destruir
rugar

معانی

ورز یا مخلوط کردن

verb
cooking
neutral
به‌وسیلهٔ فشار، تا کردن و کشیدن با دست خمیر، خاک رس یا سایر مواد نرم را کار می‌کند یا مواد را به‌صورت یک تودهٔ نرم می‌کوبد.

مثال‌ها

  • Ela amassa o pão todas as manhãs.
    او ورز می‌دهد نان را هر صبح.
  • Vou amassar as batatas para o purê.
    من سیب‌زمینی‌ها را برای پوره ورز می‌کنم.
  • É preciso amassar bem a farinha e a água.
    باید آرد و آب را به‌خوبی ورز داد.
  • Ele amassou a carne moída com as mãos.
    او ورز داد گوشت چرخ‌کرده را با دست.
  • Não amasse o feijão, deixe os grãos inteiros.
    لوبیا را ورز ندهید، دانه‌ها را کامل بگذارید.
  • A avó amassa a massa de pastel com carinho.
    مادربزرگ ورز می‌دهد خمیر پای را با مهربانی.
  • Ajude-me a amassar este barro.
    به من کمک کنید تا این گِل را ورز دهم.

کلمات مشابه

چروک یا دندانه کردن

verb
physical
neutral
چیزی را به‌گونه‌ای می‌کوبد که چین و چروک یا شکل‌خراشی پیدا کند؛ برای کاغذ، پارچه یا سطوح فلزی به‌کار می‌رود.

مثال‌ها

  • Minha camisa está toda amassada.
    پیراهن من تماماً چروک‌خورده است.
  • Ele amassou o papel e jogou no lixo.
    او چروک کرد کاغذ را و در سطل زباله انداخت.
  • Cuidado para não amassar o carro na garagem.
    مواظب باشید که در گاراژ چروک نکنید خودرو را.
  • Não amasse as folhas do livro.
    صفحات کتاب را چروک نکنید.
  • A lataria ficou amassada após a batida.
    بدنهٔ خودرو پس از برخورد چروک‌خورده شد.
  • Ela amassou a carta com raiva.
    او چروک کرد نامه را از خشم.
  • Essa fábrica não amassa bem as caixas de papelão.
    این کارخانه چروک جعبه‌های مقوایی را به‌خوبی انجام نمی‌دهد.

کلمات مشابه

غلبه یا شکست دادن

verb
gaming
slang
حریف را به‌طور کامل شکست می‌دهد یا عملکردی استثنایی نشان می‌دهد به‌طوری که هیچ فرصتی برای رقابت باقی نمی‌ماند.

مثال‌ها

  • Nós amassamos o time adversário hoje.
    ما امروز تیم حریف را غلبه کردیم.
  • Ele amassa todo mundo nesse videogame.
    او در این بازی ویدئویی همه را شکست می‌دهد.
  • O Brasil vai amassar a Argentina?
    آیا برزیل قصد دارد آرژانتین را غلبه کند؟
  • Ela amassou na competição de natação.
    او در مسابقهٔ شنا غلبه کرد.
  • Vou te amassar nesse jogo de xadrez.
    من تو را در این بازی شطرنج شکست می‌دهم.
  • O corredor amassou a recorde mundial.
    دوندگان رکورد جهانی را شکست.
  • Eles amassaram os rivais no debate.
    آنها در مناظره حریفان را غلبه کردند.

کلمات مشابه

ریشه‌شناسی

از لاتین عامیانه massare، مشتق از massa به معنی «توده، خمیر، قطعه» و مرتبط با یونانی maza (کیک جو).

سوالات متداول

معنی amassar چیست؟

فعل amassar در پرتغالی می‌تواند به معنای ورز دادن خمیر یا مخلوط کردن مواد نرم، چروک یا خم کردن اشیاء، و به صورت عامیانه برای غلبهٔ کامل بر حریف در ورزش یا بازی‌ها باشد.

چگونه می‌توان از amassar در آشپزی استفاده کرد؟

در آشپزی از amassar برای ورز دادن خمیر نان یا پیتزا و یا له کردن سیب‌زمینی‌ها برای پوره استفاده می‌شود.

آیا می‌توان از amassar برای توصیف چروک شدن لباس‌ها استفاده کرد؟

بله، وقتی لباس یا پارچه چروک یا خم می‌شود می‌توان با استفاده از amassar این وضعیت را توصیف کرد.

در چه موقعیت‌هایی می‌توان از amassar به عنوان یک اصطلاح عامیانه استفاده کرد؟

در مکالمات غیررسمی مانند مسابقات ورزشی، بازی‌های ویدئویی یا هر رقابتی که یک طرف کاملاً بر دیگری غلبه کند، از amassar استفاده می‌شود.

amassar یک فعل منظم است؟

بله، amassar یک فعل منظم از دستهٔ -ar است و در تمام زمان‌ها به‌صورت منظم صرف می‌شود.

تفاوت amassar و assar چیست؟

amassar به معنی ورز دادن یا چروک کردن است، در حالی که assar به معنی پختن یا کباب کردن در فر می‌باشد.

چگونه می‌توان amassar را به فارسی ترجمه کرد؟

به‌صورت کلی می‌توان آن را «ورز دادن»، «چروک کردن» یا «غلبه کردن» بسته به زمینهٔ استفاده ترجمه کرد.

گذشتهٔ amassar چه شکل دارد؟

گذشتهٔ سادهٔ amassar «amassou» است و برای سوم شخص مفرد استفاده می‌شود.

Comments & contributions

Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
Posting as a guest · Sign in
No comments yet. Be the first to add one.
Look up word or phrase...