بهوسیلهٔ ورز دادن خمیر یا مخلوط کردن مواد نرم، چروک یا خم کردن اشیائی مانند کاغذ یا فلز، و بهصورت عامیانه برای غلبهٔ کامل بر حریف در ورزش یا بازیها استفاده میشود.
بهوسیلهٔ فشار، تا کردن و کشیدن با دست خمیر، خاک رس یا سایر مواد نرم را کار میکند یا مواد را بهصورت یک تودهٔ نرم میکوبد.
استفاده
از amassar برای ورز دادن خمیر نان یا پیتزا و یا له کردن مواد نرم مثل سیبزمینی یا لوبیا استفاده کنید.
مثالها
Ela amassa o pão todas as manhãs.
او ورز میدهد نان را هر صبح.
Vou amassar as batatas para o purê.
من سیبزمینیها را برای پوره ورز میکنم.
É preciso amassar bem a farinha e a água.
باید آرد و آب را بهخوبی ورز داد.
Ele amassou a carne moída com as mãos.
او ورز داد گوشت چرخکرده را با دست.
Não amasse o feijão, deixe os grãos inteiros.
لوبیا را ورز ندهید، دانهها را کامل بگذارید.
A avó amassa a massa de pastel com carinho.
مادربزرگ ورز میدهد خمیر پای را با مهربانی.
Ajude-me a amassar este barro.
به من کمک کنید تا این گِل را ورز دهم.
اشتباهات رایج
خطاهای رایج فارسیزبانان هنگام استفاده از amassar در معنای ورز دادن
Incorrect
Correct
Eu amasso para fazer o pão.
Eu amasso a massa para fazer o pão.
Eu amasso o açúcar com a farinha.
Eu misturo o açúcar com a farinha.
کلمات مشابه
sovar
malaxar
pilar
triturar
esmagar
misturar
modelar
چروک یا دندانه کردن
verb
physical
neutral
چیزی را بهگونهای میکوبد که چین و چروک یا شکلخراشی پیدا کند؛ برای کاغذ، پارچه یا سطوح فلزی بهکار میرود.
استفاده
از amassar برای اشیائی که شکل خود را از دست میدهند، مثل کاغذ، پارچه یا بدنهٔ خودرو، استفاده کنید.
مثالها
Minha camisa está toda amassada.
پیراهن من تماماً چروکخورده است.
Ele amassou o papel e jogou no lixo.
او چروک کرد کاغذ را و در سطل زباله انداخت.
Cuidado para não amassar o carro na garagem.
مواظب باشید که در گاراژ چروک نکنید خودرو را.
Não amasse as folhas do livro.
صفحات کتاب را چروک نکنید.
A lataria ficou amassada após a batida.
بدنهٔ خودرو پس از برخورد چروکخورده شد.
Ela amassou a carta com raiva.
او چروک کرد نامه را از خشم.
Essa fábrica não amassa bem as caixas de papelão.
این کارخانه چروک جعبههای مقوایی را بهخوبی انجام نمیدهد.
اشتباهات رایج
خطاهای رایج فارسیزبانان هنگام استفاده از amassar در معنای چروک کردن
Incorrect
Correct
Eu amasso a camisa para passar.
Eu passo a camisa.
Eu amasso o papel para guardar.
Eu dobro o papel.
کلمات مشابه
amarrotar
rugar
enrugar
vincar
amolgar
esmagar
deteriorar
غلبه یا شکست دادن
verb
gaming
slang
حریف را بهطور کامل شکست میدهد یا عملکردی استثنایی نشان میدهد بهطوری که هیچ فرصتی برای رقابت باقی نمیماند.
استفاده
در مکالمات غیررسمی مانند ورزش یا بازیهای ویدئویی، از amassar برای توصیف غلبهٔ کامل بر حریف استفاده کنید.
مثالها
Nós amassamos o time adversário hoje.
ما امروز تیم حریف را غلبه کردیم.
Ele amassa todo mundo nesse videogame.
او در این بازی ویدئویی همه را شکست میدهد.
O Brasil vai amassar a Argentina?
آیا برزیل قصد دارد آرژانتین را غلبه کند؟
Ela amassou na competição de natação.
او در مسابقهٔ شنا غلبه کرد.
Vou te amassar nesse jogo de xadrez.
من تو را در این بازی شطرنج شکست میدهم.
O corredor amassou a recorde mundial.
دوندگان رکورد جهانی را شکست.
Eles amassaram os rivais no debate.
آنها در مناظره حریفان را غلبه کردند.
اشتباهات رایج
خطاهای رایج فارسیزبانان هنگام استفاده از amassar در معنای عامیانه
Incorrect
Correct
Nós amassamos o jogo.
Nós ganhamos o jogo.
Ele amassa a apresentação.
Ele fez uma apresentação excelente.
کلمات مشابه
destruir
dominar
esmagar
golear
humilhar
vencer
desempenhar
استفاده
برای آشپزی یا تغییر شکل اشیاء از حس فیزیکی استفاده کنید و حس عامیانه را فقط در زمینههای غیررسمی مانند رقابت یا عملکرد به کار ببرید.
اشتباهات رایج
فارسیزبانان اغلب amassar را با assar (پختن) اشتباه میگیرند یا این فعل را در متنهای رسمی به کار میبرند؛ همچنین در معناهای عامیانه ممکن است در موقعیتهای غیرقابلقبول استفاده کنند.
ریشهشناسی
از لاتین عامیانه massare، مشتق از massa به معنی «توده، خمیر، قطعه» و مرتبط با یونانی maza (کیک جو).
سوالات متداول
معنی amassar چیست؟
فعل amassar در پرتغالی میتواند به معنای ورز دادن خمیر یا مخلوط کردن مواد نرم، چروک یا خم کردن اشیاء، و به صورت عامیانه برای غلبهٔ کامل بر حریف در ورزش یا بازیها باشد.
چگونه میتوان از amassar در آشپزی استفاده کرد؟
در آشپزی از amassar برای ورز دادن خمیر نان یا پیتزا و یا له کردن سیبزمینیها برای پوره استفاده میشود.
آیا میتوان از amassar برای توصیف چروک شدن لباسها استفاده کرد؟
بله، وقتی لباس یا پارچه چروک یا خم میشود میتوان با استفاده از amassar این وضعیت را توصیف کرد.
در چه موقعیتهایی میتوان از amassar به عنوان یک اصطلاح عامیانه استفاده کرد؟
در مکالمات غیررسمی مانند مسابقات ورزشی، بازیهای ویدئویی یا هر رقابتی که یک طرف کاملاً بر دیگری غلبه کند، از amassar استفاده میشود.
amassar یک فعل منظم است؟
بله، amassar یک فعل منظم از دستهٔ -ar است و در تمام زمانها بهصورت منظم صرف میشود.
تفاوت amassar و assar چیست؟
amassar به معنی ورز دادن یا چروک کردن است، در حالی که assar به معنی پختن یا کباب کردن در فر میباشد.
چگونه میتوان amassar را به فارسی ترجمه کرد؟
بهصورت کلی میتوان آن را «ورز دادن»، «چروک کردن» یا «غلبه کردن» بسته به زمینهٔ استفاده ترجمه کرد.
گذشتهٔ amassar چه شکل دارد؟
گذشتهٔ سادهٔ amassar «amassou» است و برای سوم شخص مفرد استفاده میشود.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.