woda

pl
fa
Change language
Translating...
آب, آب (شیمیایی), سیالیت, روان بودن
یافتن زبان
English
English
Italiano
Italian
Polski
Polish
Français
French
Español
Spanish
/ˈvɔ.da/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
مایع شفاف و ضروری برای زندگی به همراه شکل شیمیایی آن و مفهوم استعاری روانی.

مثال‌ها

  • Rozmowa była jak woda, spokojna i płynna.
    گفتگو مانند آب بود، آرام و روان.
  • Po deszczu podłoga jest mokra od wody.
    پس از باران، کف از آب خیس است.
  • Rozpuszczalnikiem jest woda.
    آب حلال است.
  • W procesie elektrolizy powstaje woda.
    در فرآیند الکترولیز، آب تولید می‌شود.
  • Woda ma wysoką pojemność cieplną.
    آب ظرفیت حرارتی بالایی دارد.

کلمات مشابه

woda źródlana
woda chemiczna
elastyczność
H₂O
woda mineralna
substancja
fluidność
napój
przepływ
płynność

معانی

آب، مایع شفاف که بیشتر سطح زمین را تشکیل می‌دهد

noun
physical
neutral
مایع شفاف، بی‌طعم که رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و اقیانوس‌ها را پر می‌کند و برای زندگی ضروری است.

مثال‌ها

  • Wypiłem szklankę wody.
    من یک لیوان آب نوشیدم.
  • Rzeka płynie pełną wodą.
    رودخانه با آب پر می‌جوشد.
  • Potrzebuję wody do gotowania.
    من برای پختن به آب نیاز دارم.
  • Po deszczu podłoga jest mokra od wody.
    پس از باران، کف از آب خیس است.
  • Zbiornik jest pełny wody.
    مخزن پر از آب است.

کلمات مشابه

آب به عنوان ترکیب شیمیایی H₂O

noun
science
neutral
مولکول تشکیل‌شده از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، که به عنوان H₂O شناخته می‌شود.

مثال‌ها

  • Cząsteczka wody składa się z dwóch atomów wodoru i jednego tlenu.
    مولکول آب از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل شده است.
  • W laboratorium badano czystość wody.
    در آزمایشگاه، خلوص آب بررسی شد.
  • Rozpuszczalnikiem jest woda.
    آب حلال است.
  • Woda ma wysoką pojemność cieplną.
    آب ظرفیت حرارتی بالایی دارد.
  • W procesie elektrolizy powstaje woda.
    در فرآیند الکترولیز، آب تولید می‌شود.

کلمات مشابه

آب به صورت استعاری برای نشان دادن روانی یا سلاست

noun
everyday
neutral
حس استعاری که چیزی را که به راحتی جریان دارد یا بدون مقاومت سازگار می‌شود توصیف می‌کند.

مثال‌ها

  • Jej myśli płyną jak woda.
    افکار او مانند آب جاری می‌شود.
  • Rozmowa była jak woda, spokojna i płynna.
    گفتگو مانند آب بود، آرام و روان.
  • Zarządzaj projektem z wodą, nie blokuj przepływu informacji.
    پروژه را با آب مدیریت کنید، جریان اطلاعات را مسدود نکنید.
  • Jego styl pisania jest lekki jak woda.
    سبک نوشتن او سبک مانند آب است.
  • Woda w sztuce symbolizuje zmienność.
    آب در هنر نماد تغییرپذیری است.

کلمات مشابه

ریشه‌شناسی

از واژهٔ اسلاوی اولیه voda، مرتبط با ریشهٔ هندو‑اروپایی wódr̥ به معنی آب.

سوالات متداول

معنی woda چیست؟

woda به معنی آب، مایع شفاف ضروری برای زندگی است.

چگونه می‌گویند water به لهستانی؟

water به لهستانی woda است.

صورت جمع woda چیست؟

صورت جمع woda wody است.

آیا woda در زمینه علمی استفاده می‌شود؟

بله، woda برای اشاره به ترکیب شیمیایی H₂O نیز به کار می‌رود.

آیا می‌توان woda را به صورت استعاری به کار برد؟

بله، می‌توانید woda را برای توصیف روانی یا سلاست یک فرایند استفاده کنید.

Comments & contributions

Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
Posting as a guest · Sign in
No comments yet. Be the first to add one.
Look up word or phrase...