woda
pl
fa
Change language
Translating...
آب, آب (شیمیایی), سیالیت, روان بودن
/ˈvɔ.da/
Add to My Dictionary
In My Dictionary
+1
مایع شفاف و ضروری برای زندگی به همراه شکل شیمیایی آن و مفهوم استعاری روانی.
مثالها
Jej myśli płyną jak woda.
افکار او مانند آب جاری میشود.
Woda w sztuce symbolizuje zmienność.
آب در هنر نماد تغییرپذیری است.
Woda ma wysoką pojemność cieplną.
آب ظرفیت حرارتی بالایی دارد.
W laboratorium badano czystość wody.
در آزمایشگاه، خلوص آب بررسی شد.
Rozmowa była jak woda, spokojna i płynna.
گفتگو مانند آب بود، آرام و روان.
کلمات مشابه
woda lodowa
ciecz
woda mineralna
rozlewność
hydroksyl
woda pitna
fluidność
woda chemiczna
przepływ
woda źródlana
معانی
استفاده
از woda برای اشاره به مایع روزمره استفاده کنید و برای نقش دستوری مناسب، پایان مورد نیاز را اضافه کنید.
مثالها
Wypiłem szklankę wody.
من یک لیوان آب نوشیدم.
Rzeka płynie pełną wodą.
رودخانه با آب پر میجوشد.
Potrzebuję wody do gotowania.
من برای پختن به آب نیاز دارم.
Po deszczu podłoga jest mokra od wody.
پس از باران، کف از آب خیس است.
Zbiornik jest pełny wody.
مخزن پر از آب است.
اشتباهات رایج
عدم استفاده از فرم مفعول مستقیم
| Incorrect | Correct |
| On pije woda.
| On pije wodę.
|
| Potrzebuję woda.
| Potrzebuję wody.
|
کلمات مشابه
woda pitna
woda mineralna
ciecz
napój
woda źródlana
woda lodowa
استفاده
از woda هنگام بحث درباره ترکیب شیمیایی H₂O استفاده کنید و زمینه علمی را واضح نگه دارید.
مثالها
Cząsteczka wody składa się z dwóch atomów wodoru i jednego tlenu.
مولکول آب از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل شده است.
W laboratorium badano czystość wody.
در آزمایشگاه، خلوص آب بررسی شد.
Rozpuszczalnikiem jest woda.
آب حلال است.
Woda ma wysoką pojemność cieplną.
آب ظرفیت حرارتی بالایی دارد.
W procesie elektrolizy powstaje woda.
در فرآیند الکترولیز، آب تولید میشود.
اشتباهات رایج
تداخل بین حس مایع روزمره و حس شیمیایی
| Incorrect | Correct |
| Woda jest zimna i ma formułę H₂O.
| Woda (به عنوان مایع) سرد است، و woda (به عنوان ماده) فرمول H₂O دارد.
|
| Woda rozpuszcza się w wodzie.
| Woda (به عنوان ماده) در wodzie (به عنوان حلال) حل میشود.
|
کلمات مشابه
H₂O
woda chemiczna
rozpuszczalnik
hydroksyl
ciecz
substancja
استفاده
از woda به صورت استعاری برای مقایسه یک فرایند، فکر یا سبک با جریان روان آب استفاده کنید.
مثالها
Jej myśli płyną jak woda.
افکار او مانند آب جاری میشود.
Rozmowa była jak woda, spokojna i płynna.
گفتگو مانند آب بود، آرام و روان.
Zarządzaj projektem z wodą, nie blokuj przepływu informacji.
پروژه را با آب مدیریت کنید، جریان اطلاعات را مسدود نکنید.
Jego styl pisania jest lekki jak woda.
سبک نوشتن او سبک مانند آب است.
Woda w sztuce symbolizuje zmienność.
آب در هنر نماد تغییرپذیری است.
اشتباهات رایج
به کار بردن حس لفظی در زمینههای انتزاعی
| Incorrect | Correct |
| Jej myśli są woda.
| Jej myśli są jak woda.
|
| Projekt wymaga woda.
| Projekt wymaga płynności jak woda.
|
کلمات مشابه
płynność
przepływ
lekkość
elastyczność
fluidność
rozlewność
استفاده
از woda برای هر اشارهای به آب استفاده کنید، چه به صورت مایع، ترکیب شیمیایی یا استعاری، و فرم مناسب را بسته به نقش دستوری انتخاب کنید.
اشتباهات رایج
غلط رایج برای فارسیزبانان، حذف فرم مفعول مستقیم مانند woda در جملات مفعولی است.
ریشهشناسی
از واژهٔ اسلاوی اولیه voda، مرتبط با ریشهٔ هندو‑اروپایی wódr̥ به معنی آب.
سوالات متداول
woda به معنی آب، مایع شفاف ضروری برای زندگی است.
چگونه میگویند water به لهستانی؟
water به لهستانی woda است.
آیا woda در زمینه علمی استفاده میشود؟
بله، woda برای اشاره به ترکیب شیمیایی H₂O نیز به کار میرود.
آیا میتوان woda را به صورت استعاری به کار برد؟
بله، میتوانید woda را برای توصیف روانی یا سلاست یک فرایند استفاده کنید.
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.
No comments yet. Be the first to add one.