در منفعت یا به سود کسی یا چیزی، معمولا با متمم اضافه و صورت labā.
مثالها
Biedrība strādā bērnu labā.
انجمن به سود کودکان کار میکند.
Lēmums tika pieņemts pilsētas iedzīvotāju labā.
تصمیم به نفع ساکنان شهر گرفته شد.
Viņš atteicās no balvas komandas labā.
او به خاطر خیر تیم از جایزه گذشت.
Šī reforma nāks pacientiem par labu.
این اصلاحات به نفع بیماران خواهد بود.
Daļa ienākumu nonāk skolas labā.
بخشی از درآمد به سود مدرسه میرود.
Viņa izmantoja savu pieredzi kopienas labā.
او تجربه خود را به سود جامعه به کار برد.
کلمات مشابه
par labu
interesēs
labad
ریشهشناسی
از نیا-بالتیک labas به ارث رسیده و با لیتوانیایی labas و پروسی باستان labs همریشه است. معنای آن با ارزش و سود پیوند دارد و از همان مسیر معنای امروزی خوب شکل گرفته است.
سوالات متداول
Comments & contributions
Know this word from another angle? Add a correction, a nuance, or a usage note. New posts go public after a quick review.